تبليغاتX
همه دوستان من اینجا خواهند آمد×دوستانه

همه دوستان من اینجا خواهند آمد×دوستانه

وبلاگ گروهی رسول و دوستانش

» تحصن دانشجویان دانشگاه انقلاب اسلامی «

زمان تحصن : سه شنبه 17 اردیبهشت 1387 از ساعت 1 الی 4:15 بعد از ظهر

در ادامه اعتراضات دانشگاه های فنی شریعتی و شهید شمسی پور تهران ، خبرها حاکی از آن است که با روی کار آمدن وزیر جدید آموزش و پرورش به دستور رئیس جمهور آموزشکده ها و دانشکده های فنی و حرفه ای زیر نظر سازمانهای آموزش و پرورش بروند و دانشجویان معترض این قضیه هستند که اگر این اتفاق بیافتد در ارزش مدارک تحصیلی آنها تاثیر می گذارد.

به احتمال قوی مدرک تحصیلی دانشجویان دانشکده های فنی سراسر کشور به صورت معادل یا دیپلم تکمیلی خواهد شد. دانشجویان نسبت به تغییر مدرکشان از فوق دیپلم به دیپلم تکمیلی اعتراض داشتند.

در همین راستا دانشجویان دانشکده فنی انقلاب اسلامی تهران واقع در میدان معلم امروز ظهر و بعد از ظهر از ساعت 1 ظهر با شکستن شیشه های سلف غذا خوری در مقابل درب اصلی دانشکده تظاهرات کرده و مانع از عبور وسائل نقلیه شدند. آنها با شکستن قسمتی از سردر دانشکده و ایجاد رعب  و وحشت و هجوم به مردم به اعتراضات خود ادامه دادند. دانشجویان همچنین با برخی از مامورین انتظامی درگیر شدند که پس از رسیدن گارد های ویژه مشکل رفع گردید. در همین راستا به برخی از وسائل نقلیه شهروندان و همچنین قسمت نگهبانی دانشگاه خسارات زیادی وارد کردند. تظاهرات تا ساعت 4 و پانزده دقیقه بعد از ظهر ادامه داشت.

تصاویر مربوط به تحسن :

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:51  توسط رسول  | 

سخن بزرگانه دنیا

جير جيرك به خرس گفت: عاشقت شدم ...
خرس گفت: الان وقت خواب زمستانيه منه
وقتي بيدار شدم در اين باره حرف مي زنيم ...
وقتي خرس بيدار شد جير جيرك را نديد...
خرس نمي دانست
جير جيركها 3 روز بيشتر عمر نميكنند....
* * * * * * *
دل آدمها به اندازه ي حرفهاشون بزرگ نيست ...
اما اگه حرفاشون از دل باشه
ميتونه بزرگترين آدمها رو بسازه ...
* * * * * * *
يادت باشه اگه يه روز فكر كردي
نبودن يكي بهتر از بودنشه
چشماتو ببند واون لحظه ايي رو كه
اون كنارت نيست رو به خاطر بيار
اگه چشمات خيس شد بدون كه
داري به خودت دروغ ميگي....
* * * * * * *
پروانه گاهي فراموش ميكنه كه
زماني كرم بوده
* * * * * * *
دستهام بوي گل ميدادن
منو به جرم چيدن گل گرفتن...
اما هرگز فكر نميكردن شاید گلي كاشته باشم...
* * * * * * *
ما چقدر دير متوجه ميشويم كه
زندگي يعني همان روزهايي
كه ما زود گذشتن آن را آرزو ميكنيم...
* * * * * * *
فرق نمي كنه كه گودال آب كوچكي باشي
يا دريايي بي كران... زلال كه باشي آسمان در توست ...
* * * * * * *
كسي رو واسه دوستي انتخاب كن
كه دلش انقدر بزرگ باشه
كه خودتو واسه جا كردن تو دلش
كوچيك نكني ...
* * * * * * *
دوست واقعي كسيه
كه دستتو بگيره ولي
قلبتو لمس كنه

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:35  توسط مسعود  | 

کد جاوا اسکریپت

با قرار دادن این کد در سایت یا وبلاگتان ما را یاری کنید !























+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:29  توسط رسول  | 

مهتاب

بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم
 / همه تن چشم شدم خيره بدنبال تو گشتم
/ شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
/ شدم آن عاشق ديوانه که بودم
/ يادم آمد که شبي با هم از آن کوچه گذشتيم
 / پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
/ ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
/ تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
/ من همه محو تماشاي نگاهت
 / يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر کن
/ لحظه اي چند بر اين آب نظر کن
/ تا فراموش کني ، چندي از اين شهر سفر کن
/ با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
/ سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم
 / يادم آمد که دگر از تو جوابي نشنيدم
 / پاي در دامن اندوه کشيدم
/ نگسستم نرميدم
/ رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم
/ نگرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
/ نه کني ديگر از آن کوچه گذر هم
/ بي تو اما به چه حالي من از آن کوچه گذشتم !!؟؟
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:13  توسط مسعود  | 

دوستان . . . .

 شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصه ی بی سروسامانی من گوش کنید
گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این اتش جان سوز نگفتن تا کی
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:7  توسط مسعود  |